علی اسماعیلی - عربستان سعودی را میتوان دشمنترین و خبیثترین دولت منطقه در برابر ایران دانست. کشوری که هیچگاه و در هیچ شرایطی ـ حتی آن موقع که ارتباطات آن با ایران حسنه نیز محسوب میشدـ دست از دشمنی با جمهوری اسلامی ایران برنداشته است. البته این عناد و دشمنی آلسعود تا این اواخر به صورت پنهان بود، اما چند وقتی است که بهطور علنی و آشکار، اقدامات ضدایرانی خود را انجام داده و به قولی، شمشیر را از رو بسته است! جنگ نفتی اخیر آلسعود با ایران، روسیه و ونزوئلا که با دستور اربابان آمریکایی این رژیم انجام شده است، جدیدترین و آشکارترین شکل دشمنی است که این روزها از آلسعود میبینیم. در این زمینه، تحلیلهای قابل تأمل زیادی وجود دارد که در این نوشتار به برخی از مهمترین آنها میپردازیم.
اول اینکه؛ جنگ جدید نفتی عربستان علیه ایران بار دیگر ثابت کرد تا زمانی که اتکای بودجه کشور به نفت باشد، دشمن قادر خواهد بود از این حربه برای فشار بر ایران استفاده ابزاری کند، پس ضمن اینکه باید کاری کرد که اتکا به نفت برای همیشه کنار گذاشته شود، در عین حال باید اقتصاد مقاومتی که سالهاست رهبر معظم بر آن تأکید میکند، بیش از پیش مورد توجه جدی دستاندرکاران اقتصادی ـ سیاسی کشور قرار گیرد تا بتوان چنین حربههایی را خنثی کرد. جالب این است که اخیراً هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه سابق آمریکا هم در سخنرانیاش در مرکز سابان این کشور هم چنین میگوید: «کاهش قیمت نفت میتواند در مذاکرات هستهای به سود آمریکا تمام شود.»! این گفته به این معناست که دشمن، با این حربه، فقط به دنبال فشار اقتصادی علیه ایران نیست، بلکه به دنبال فشار در تمام زمینهها و ابعاد سیاسی، نظامی، فرهنگی و… کشور است.
نکته دوم هم اینکه؛ حال که آلسعود به طور علنی و از تمام ظرفیتهای خود برای ضربه زدن به ایران استفاده کرده و میکند، جمهوری اسلامی ایران نیز از تمام اهرمهایی که در دست دارد، برای فشار بر این رژیم فرتوت و رو به زوال استفاده کند. جمهوری اسلامی ایران، گزینههای زیادی برای برخورد با آلسعود دارد و از آنجا که این خاندان مستبد و قرون وسطایی، این روزها در بدترین شرایط عمر خود به سر میبرند، پس کافی است تا یکی از این اهرمها، از سوی ایران استفاده شود تا دیگر چیزی به نام حاکمیت آلسعود بر عربستان باقی نماند! افزایش اعتراضات مردمی بهویژه در مناطق شرقی و نفتخیز عربستان مشروعیت آلسعود را در جهان زیر سؤال برده است. البته این اعتراضها به آلسعود، محدود به این بخش عربستان نیست و در بسیاری از مناطق دیگر این کشور نیز وجود دارد. از طرفی، الحوثیها به عنوان دشمنان خونی آلسعود، پشت دروازههای عربستان قرار دارند(!) و فقط تلنگری از سوی آنان بر پیکره فرسوده آلسعود، آن را فرو خواهد ریخت.
از طرفی آلسعود حتی در بین کشورهای عرب همسایهاش، آن ابهت گذشته را ندارد و با برخی از آنان، مشکلات جدیای دارد. از دیگر سو، حمایت و راهاندازی گروهک تروریستی داعش، این کشور را در نزد افکار عمومی منطقه و جهان به شدت منفور ساخته است، ضمن اینکه بخشی از داعش دستپرورده آلسعود، امروز دشمن خونی آلسعود نیز شده است! به نظر میرسد، پول مفت نفت دیگر نمیتواند ضعفهای روبه تزاید آلسعود را کم کند. اما در این میان، سکوت دستگاه دیپلماسی و از طرفی، وزارت نفت و بهویژه شخص آقای زنگنه، رئیس آن، در برابر این دشمنی آشکار آلسعود، قابل تأمل است. این در حالی است که این خیانت آلسعود، حتی صدای رئیسجمهور را نیز درآورده است. پس از آنجا که بر این باوریم این اقدامات آلسعود، نهتنها از روی قدرت و تواناییشان نیست، بلکه نشاندهنده ضعف روزافزون آنان است. لذا فقط باید نگاه این دو دستگاه مهم ، به آلسعود اصلاح شود.



